سه شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۴:۵۱ ق.ظ

نشست تخصصی زبان و ادبیات فارسی با حضور استاد پورنامداریان

نشست تخصصی زبان و ادبیات فارسی با سخنرانی استاد پورنامداریان، برای استادان هندی زبان و ادبیات فارسی حاضر در دوره دانش افزایی بنیاد سعدی در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی، در ابتدای نشست، الهام حدادی دبیر اجرایی دوره دانش افزایی استادان هند در بنیاد سعدی گزارشی از برگزاری دوره دانش افزایی ارایه کرد و به آثار و تالیفات برجسته استاد پورنامداریان اشاره داشت.

در ادامه علیرضا شعبانلو، رئیس دانشکده علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به معرفی پژوهشگاه و گروه زبان و ادبیات فارسی پرداخت.
استادان زبان و ادبیات فارسی دوره دانش افزایی نیز که از دانشگاه‌های جواهر لعل نهرو دهلی، لکهنو، علیگر، کشمیر، ویشوا بارتی شانتی نکیتن، دانشکده دولتی دگری کارگل، لداخ کشمیر حضور داشتند، خود را معرفی کردند.

سپس تقی پورنامداریان، سخنانش را با تعریف ادبیات  و پرسش ادبیات آغاز کرد و گفت: ادبیات را از زمان ارسطو یعنی از ۲۴۰۰ سال پیش تا امروز تعریف می کنند و هنوز تعریف جامعی از آن به دست نیامده است. در این سالها با اینکه نسل ها عوض شده اما همچنان تعریف ثابتی از  ادبیات بیان نشده است زیرا هر نسلی ترجیح می دهد ادبیات خود را تولید کند. این موضوع موید این مطلب است، آنجا که بایزید بسطامی این جمله را می گوید: به صحرا شدم، عشق باریده بود و چنان که پای در برف فرو شود در عشق فرو شد. 
پورنامداریان تفاوت زبان علمی و زبان ادبی را چنین تبیین کرد: ماده ادبیات، زبان است و از این منظر زبان علم با زبان ادبیات متفاوت است زیرا ادبیات به دنبال اثبات یا رد موضوعی نیست اما علم از زبان برای اثبات یا رد استفاده می کند. در این صورت، ادبیات از جایی شروع می شود که از زبان استفاده نمی شود و آنچه ادبیات را با کلام عادی  متمایز می کند، در وجه خبری و کاربردی آن است. تمام نظریات جدید ادبی از آ. ریچاردز تا سارتر، یاکوبسن و رولان بارت و آیزر بر این موضوع تاکید کردند که معنی از ادبیات جدا و یا خیلی کمرنگ است.
پورنامدریان به نگاه قدما به متن ادبی اشاره کرد و گفت: ادبای قدیم، معنی را بر لفظ مرجح می دانستند. مانند فیلسوفان مشائی که پیروان ارسطو بودند و معتقد بودند حقیقتی است که معنی دارد و شاعر می خواهد آن معنی را به دیگران منتقل کند. اما از اوایل قرن بیستم نظریه پردازان ادبی بر ترجیح صورت بر معنی تاکید کردند.اگر درباره ادبیات نگاه تاریخی از زمان ارسطو تاکنون داشته باشیم سیر کمرنگ شدن معنی و پررنگ شدن صورت را درمی یابیم.
پورنامداریان درباره محورهای ادبیات چنین توضیح داد:  ادبیات چند محور دارد: ادبیات گوینده محور: ادبیاتی است که گوینده هدفش از کاربرد زبان ادبی فقط انتقال معنا بوده است. ادبیات متن محور: توجهی به گوینده متن ندارد و به متن ادبی توجه دارد. توجه بر این است که متن چه منظوری دارد و از این روی دریافت معنا در مخاطب های مختلف براساس تجربه زیسته شان متفاوت می شود. ادبیات مخاطب محور: مخاطب تعیین می کند معنای متن چیست.
پورنامداریان در ادامه به این موضوع پرداخت که در دوره حاضر محور ادبیات، مخاطب محور است و  از این رو در شعر باید از سمبول ها استفاده شود.
پورنامداریان درباره قراردادی بودن زبان این نکته را توضیح داد که نشانه های زبان قراردادی است و برای نمونه،  یک واژه را درخت بنامیم به نام دال و مدلول آن همان درختی باشد که در جهان بیرون مشاهده می کنیم در صورتی که هیچ ارتباط ذاتی بین واژه درخت با  آن ذاتی که در عالم بیرون است، نیست. اما این قرارداد در دوره معاصر و نظریه های جدید به این شکل بازخوانی شده است که یاکوبسن معتقد است باید از دال های بدون مدلول استفاده کرد و به ویژه از مدلول های قراردادی در شعر استفاده نکرد. رولان بارت نیز در این باره معتقد است که در شعر نشانه ها خود شئ هستند یعنی به مدلول خارج از خود در جهان بیرون اشاره نمی کنند بلکه می توانند به بی نهایت مدلول برسند.
در شعر تمام امکانات یک کلمه که به یک مدلول تعین دارد آن امکانات در شعر ظهور می کند و درخت درون نظام شعری با درخت عالم واقع متفاوت می شود. از این رو در شعر، شاعر از اقتدار زبان خارج می شود.
در ادامه پورنامداریان به تاریخچه انواع شعر از زمان ارسطو اشاره کرد که عبارت است از: شعر حماسی، نمایشی، غنایی.
در  ادبیات فارسی  و در ایران شعر نمایشی به این معنا که برای نمایش نوشته شود،  نداشتیم  اما به جایش شعر تعلیمی را می توان جایگزین کرد. پس انواع شعر فارسی در ادبیات فارسی: حماسی مانند شاهنامه فردوسی و...، تعلیمی مانند بوستان سعدی و مثنوی معنوی و... و غنایی مانند دیوان حافظ شیرازی و... است.
در پایان پورنامداریان در تقسیم بندی انواع شعر در دوره معاصر این نتیجه را بیان کرد: شعر غنایی، شعری است که بیان احساسات و عواطف شخصی شاعر را بیان می کند. دوره معاصر، دوره شعر غنایی است که به بیان احساسات و عواطف شخص شاعر می پردازد بی آنکه شاعر مانند شعر حماسی هدفش برانگیختن احساسات مخاطب باشد یا مانند شعر تعلیمی به بیان آموزه ای تربیتی به مخاطبان بپردازد. 
در ادامه استادان هندی پرسش هایی درباره محورهای سخنرانی ایشان و مسائل ادبی که در هند داشتند، مطرح کردند.
در پایان نیز پورنامداریان به رسم یادبود کتاب منطق الطیر فریدالدین عطار نیشابوری به تصحیح خودش و محمود عابدی و انتشارات سمت بود، به استادان هندی با امضای خودشان اهدا کرد.

در این نشست، یوسف محمدنژاد عالی زمینی، مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی، علیرضا شعبانلو، رئیس دانشکده علوم انسانی، زینب کوشکی، کارشناس معاونت امور بین الملل بنیاد سعدی نیز به همراه جمعی از علاقمندان حضور داشتند.


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

فرم ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی